ظهر یک روز تابستانی، دفتر خرید و فروش خودرو شلوغتر از همیشه بود. روی هر میز، چند پوشه، چند برگ قرارداد و چند فنجان چای نیمهتمام…
ظهر یک روز تابستانی، دفتر خرید و فروش خودرو شلوغتر از همیشه بود.
روی هر میز، چند پوشه، چند برگ قرارداد و چند فنجان چای نیمهتمام دیده میشد. هر چند دقیقه یک معامله تمام میشد و معاملهای دیگر آغاز.
علی بعد از چند هفته جستجو، بالاخره خودروی موردنظرش را پیدا کرده بود.
مراحل انتقال سند، امضاها و تسویه حساب بیشتر از آنچه تصور میکرد طول کشید.
وقتی از دفتر بیرون آمد، فقط به این فکر میکرد که هرچه زودتر خودش را به خانه برساند.
چند ساعت بعد، پدرش از او خواست مدارک خودرو را بیاورد تا همه چیز را یکبار بررسی کنند.
علی پوشه را باز کرد.
بیمهنامه بود.
برگ معاینه فنی بود.
کارت خودرو هم بود.
اما سند خودرو…
نبود.
اول تصور کرد داخل ماشین جا مانده است.
تمام داشبورد، صندوق عقب و حتی زیر صندلیها را گشت.
هیچ خبری نبود.
بعد مسیر روزش را مرور کرد.
دفتر معامله.
کافیشاپ کنار دفتر.
پارکینگ.
هر جا که احتمال میداد، سر زد.
اما سند پیدا نشد.
دو روز گذشت.
نگرانی علی بیشتر میشد.
دوستش گفت:
«بهتره آگهی مفقودی ثبت کنی. شاید یکی پیداش کرده باشه و راهی برای پیدا کردن صاحبش نداشته باشه.»
علی همان شب، مشخصات کلی سند را در بخش آگهی مفقودی ایمنباکس ثبت کرد.
اطلاعات هویتی و جزئیات محرمانه منتشر نشد؛ فقط مشخصاتی که برای شناسایی سند لازم بود.
سه روز بعد، مردی که برای انجام معامله به همان دفتر آمده بود، پوشهای را زیر یکی از صندلیهای سالن انتظار پیدا کرد.
داخل آن، سند خودرو قرار داشت.
او پوشه را به مسئول دفتر تحویل داد.
مسئول دفتر که چند روز قبل آگهی مفقودی را دیده بود، مشخصات سند را بررسی کرد.
همه چیز با پرونده ثبتشده مطابقت داشت.
با علی تماس گرفت.
وقتی وارد دفتر شد، مسئول پوشه را به سمتش گرفت و گفت:
«قبل از تحویل، لطفاً مشخصاتش را بررسی کنید.»
علی پوشه را باز کرد.
سند همانجا بود؛ سالم، بدون حتی یک تاخوردگی.
نفسی از سر آسودگی کشید و گفت:
«فکر میکردم باید ماهها دنبال المثنی و کارهای اداری باشم.»
مردی که پوشه را پیدا کرده بود، لبخند زد و گفت:
«اگر روزی خودم چیزی گم کنم، امیدوارم یکی برای من هم همین کار را انجام بدهد.»
علی از او تشکر کرد.
وقتی از دفتر بیرون آمد، پوشه را محکمتر از همیشه در دست گرفته بود.
آن روز فقط سند خودرویش را پس نگرفت.
فهمید هنوز هم امانتداری، بین شلوغی زندگی امروز، ارزش خودش را حفظ کرده است.
داستان گمشدن یا پیدا کردن یه چیز مهم رو با ما و بقیه به اشتراک بذار.
لطفاً منتظر بمانید...
با ثبت اطلاعات، بهمحض پیدا شدن مدارک شما باخبر میشوید.
همین حالا رایگان است؛ در صورت نیاز به جستوجوی فوریتر، بعداً میتوانید اشتراک تهیه کنید.