پروانه کسب گمشده

صبح یکی از روزهای شلوغ هفته، اتحادیه صنفی مملو از صاحبان کسبوکار بود. آقای مرادی، صاحب یک فروشگاه لوازم خانگی، برای انجام مراحل تمدید پروانه کسب خود به اتحادیه مراجعه کرده بود. پس از تکمیل مدارک و امضای چند فرم، پروانه کسب را داخل پوشهاش گذاشت و راهی مغازه شد. آن روز، مشتریها یکی پس […]
سند تک برگ گمشده

صبح یک روز تابستانی، دفتر اسناد رسمی مثل همیشه شلوغ بود. مراجعان یکی پس از دیگری برای امضا، انتقال سند و انجام کارهای اداری وارد سالن میشدند. آقای نادری هم برای انجام یکی از امور مربوط به ملکش به آنجا آمده بود. پس از پایان کار، سند تک برگ را داخل پوشه مدارکش گذاشت، چند […]
کارت بانکی گمشده

عصر یک روز شلوغ، صف صندوق فروشگاه طولانیتر از همیشه بود. امیر بعد از خرید، کارت بانکیاش را داخل دستگاه کارتخوان کشید، خرید را پرداخت کرد و در حالی که مشغول جمع کردن کیسههای خرید بود، فروشگاه را ترک کرد. وقتی به خانه رسید، خواست خرید اینترنتی انجام دهد. کیف پولش را باز کرد. پول […]
کارت بازرگانی گمشده

صبح یک روز کاری، ساختمان اتاق بازرگانی مملو از رفتوآمد فعالان اقتصادی بود. رضا برای تمدید برخی مدارک و انجام چند کار اداری به آنجا مراجعه کرده بود. پوشه چرمیاش را روی میز کارشناس گذاشت و مدارک را یکییکی تحویل داد. بعد از پایان کار، پوشه را برداشت و راهی شرکت شد. چند ساعت بعد، […]
کارت پایان خدمت گمشده

صبح زود، هوای شهر هنوز خنک بود و خیابانها آرامآرام شلوغ میشدند. علی با یک پوشه مشکی وارد ساختمان شرکتی شد که مدتها منتظر رسیدن به آن روز بود. قرار بود آخرین مرحله استخدامش انجام شود و برای همین، همه مدارک مهمش را همراه آورده بود. کارشناس منابع انسانی مدارک را یکییکی بررسی کرد؛ کارت […]